
برتن خورشید می پیچد به ناز
چادر نیلو فری رنگ غروب
تک درختی خشک در پهنای دشت
تشنه می ماند در این تنگ غروب
از کبود آسمان ها روشنی
می گریزد جانب آفاق دور
در افق بر لاله ی سرخ شفق
می چکد از ابر ها باران نور
می گشاید دود شب آغوش خویش
زندگی را تنگ می گیرد به بر
باد وحشی می دود در کوچه ها
تیرگی سر می کشد از بام و در
شهر می خوابد به لالای سکوت
اختران نجوا کنان بر بام شب
نرم نرمک باده ی مهتاب را
ماه می ریزد درون جام شب
در دل تاریک این شب های سرد
ای امید نا امیدی های من
برق چشمان تو همچون آفتاب
می درخشد بر رخ فردای من.
نوشته شده توسط یه نفر در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 11:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
جوانان امروز
دنیا واسه هر دوتامون قشنگه - iN2
بهانه های بارونی
عاشقانه یا پر از نفرت؟
3girls
منتظرم که بیایی...
شگفتی های دل
Lover Boys
و خدا عشق را آفرید ...
گل سرخ
عاشق دیوونه
کهنه عشق Old Love
خاطرات من
دختری در جاده عشق
ج مثل جوانی
پت و مت
بهار برگریزان
۞۞۞بیا با هم بخندیم۞۞۞
پتي آباد سينماي ايران
من عاشقی بی قایق
سکوت سرشار از ناگفته هاست...!
رپ و عاشقانه sms,...........
گیس گلابتون
عادله تو را دوست می دارم با تمام وجود
دخترآفتــــ ــــــــــــ ـــــــــــــاب
" منتظرم که بیایی..."
وفـــــای صحــــــبت
گلادياتور
عاشقانه
چشمک *ستاره(اشرف دختر باران)
اهای تو که این همه دوری ازمن
MY DREAMY DEVELOPED COUNTRY
داريوش
به کجا می روی ای مسافر درنگی............
آمپول
کوهستان صورتی
مرد تنهای شب
خدا رو می خوام که فقط تو رو برام نگه داره
"روزهای تاریک"
seasons in the sun
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY