بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز

بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال

پر گیرم از این بام و بسوی تو بیایم

خورشید از آن دور از آن قله ی پر برف

آغوش کند باز همه مهر همه ناز

سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من

از لانه برون آمده دارد سر پرواز

پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست

پرواز به آنجا که سرود است و سرور است

آنجا که سراپای تو در روشنی صبح

رویای شرابی است که در جام بلور است.


 

نوشته شده توسط یه نفر در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 12:50 موضوع | لینک ثابت